ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

تو خود اسرار نهانی .....تو خود باغ بهشتی

1390/1/28 17:58
3,028 بازدید
اشتراک گذاری

دُخی جون یکی از کارهای هوشمندانه ات در زمانی که توی دلم بودی این بود که بابات بعد از هر ظربه ای که ریتم و ضرباهنگ داشت به شکمم میزد ، تو دقیقا با همون ریتم جواب میدادی

مثلا اگه میزد 1 - 2- 3 .... تاپ تو هم با پات یا شاید دستت یا اون سر کوچولوت میزدی جواب میدادی  : 1-2-3 و با مکث یکی محکم میکوبوندی به دیواره شکم من  که یعنی تاپ

گاهی هم بابات آهنگی رو دست پا شکسته با ساز دهنی میزد که تو   خیلی عکس العمل نشون میدادی

اما چیزی که همچنان داره ادامه پیدا میکنه ریتم زندگی هست که گاهی از دست در میره و گاهی نمیشه  ضرباهنگشو حفظ کرد

ولی واقعا مهارت میخواد که اجازه ندی خیلی این قضیه طولانی بشه و همه چیز از دستت خارج نشه...........با همه این تفاصیل من میدونم تو از اولش که یک نطفه بودی شدی جنین و الان که نوزادی و تا وقتی بزرگ بشی همچنان هوشمندانه عمل میکنی و میدونی چه جوری کجا سر ضرب رو بگیری و ریتم زندگی رو حفظ کنی.

اما این شعر رو هم آخر یاداشتم برات میزارم چه ربطی داشته باشه به حرفهایی که زدم چه بی ربط باشه آخه دوستش دارم برای همین دلم میخواد تو هم خوب بخونیش و یادت باشه که.....

نه سلامم  نه علیکم
نه سپیدم   نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم  نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم...
گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم
تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی
خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی
تـو  همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی
تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو  خود اویی  بخود آی
تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و
بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

کیمیا
28 فروردین 90 20:55
merc hale khanoom ke bema sar mizanid...nokteye jalebe ma ineke ninie ma aslan khale nadare..vali khob khalehaye mamanesho dokhtar khalehaye mamanesho dokhtar daieyie mamanesh ke manam vase in ninie khale shodim


سربلند و پاینده همگیتون همچون ایران
kimia
28 فروردین 90 20:58
KHEILY matlabetoon jaleb bood....vase man ke yek talangor bood
چیزی که همچنان داره ادامه پیدا میکنه ریتم زندگی هست که گاهی از دست در میره و گاهی نمیشه ضرباهنگشو حفظ کرد



من عاشق ارتباط هایی هستم که بده بستون انرژی توی اون ارتباط حرف اول رو بزنه و امیدوارم که این اتفاق مدام در این وبلاگ نویسس ها تکرار بشه از لطف و نظر شما هم ممنون
مامان نيروانا
29 فروردین 90 7:34
قشنگ بود عزيزم، اول صبحي روحم شاد شد. تو خود باغ بهشتي


خوشحالم از خوشحالیتون
مامان ماهان
29 فروردین 90 18:39
چقدر زیبا.............
الی
30 فروردین 90 14:33
سلام خانمی واسه من باعث افتخاره شماهم لینک شدید
سارا
1 اردیبهشت 90 17:21
سلام هاله عزیزم چه وبلاگی واقعا متاسفم تا حالا ندیده بودم چه شعر قشنگی بود عاشق اسم ترمه هستم خوشحال می شم به ما هم سربزنید راستی با اجازه لینکتون می کنم


محبت داری عزیزم
محمدمعین
2 اردیبهشت 90 14:23
سلام عزیز حالت خوبه؟ سایت قشنگی داری خودت هم قشنگی من با اجازتون لینک شمارو توی وبلاگم گذاشتم شما هم ما رو بلینک خوشحال میشم به ما هم سر بزنی و بیشتر در ارتباط باشیم
مامان نیکی
3 اردیبهشت 90 19:47
دوست عزیز ممنون از اینکه به ما سر زدی. ترمه خانومت اسمش هم مثل خودش قشنگه. دلمون می خواست عکس های بیشتری ازش می دیدیم.
با اجازه لینکتون می کنم. خوشحال می شم بازم به ما سر بزنید.


خواهش میکنم. من لذت میبرم که صفحه بقیه رو بخونم و پیغام بدم
حتما عکسهای ترمه را میگذارم اما هنوز وارد نیستم چه جوری...اگر چه مامان یکی از این فرشته های خوشگل راهنماییم کرده اما نشد . فعلا آدرس فیس بوک گذاشتم
rahim
8 اردیبهشت 90 18:27
سلام وبلاگ جالبی داری ممنون میشم به ما هم سر بزنی با تشکر